تبليغاتX
شبهای گفتگو
 
"بسم رب الشهداء والصدیقین"

هر مزار يك ستاره                     آسماني از ستارگان
هر ستاره يك پدر                     بهترين پدران
هر پدر يك گل                        گلزار آسمانيان

هر گل تقديم به يك پدر
ديدار با پدران آسماني
با حضور فرزندان شاهد ايران اسلامي در گلزار شهداي سراسر كشور
جمعه 5 مردادماه 1386 ساعت 17
 

پدر! گلي برايت هديه آورده ام!

نمي گويم در كنارم هستي ولي دورتر هم نيستي! مي خواهم سهم لبخندت را ميان همه فرزندان سرزمينم قسمت  كنم. روزت مبارك پدر آسماني ام.

http://aasemani.blogfa.com

پوستر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:28 قبل از ظهر  توسط مهندس1  | 
یا رب الحسین علیه السلام!

... و اینهم ۵۷ برنده نهائی مسابقه نیروی انتظامی که بعد از کلی پیگیری به لطف دوستان مسوول بالاخره اعلام شد و جوایز آن در حال توزیع است.

برای اطلاعات بیشتر میتوانید با شماره تلفن ۶۳۹۸۱۶۰۲ تماس بگیرید.

 

" چگونه میتوانیم پليس خود باشيم؟ " 

 

  ويژه برنامه هاي شبهاي گفتگوي - ماه مبارك رمضان

 

ردیف

کد شماره همراه

سه شماره آخر

جمله ارسالی

1

912

104

با رعایت مقررات و قوانین

2

912

901

شهر خود را خانه خود بدانیم

3

912

484

ابتدا به تادیب خود اقدام نماید

4

912

561

با رعایت حال خدا و شهروندان

5

912

015

با رجوع به وجدان آگاه و خداترس

6

918

616

بیایید با وجدان خود دوست باشیم

7

918

102

پلیس خود = با رعایت حق الله

پلیس شهر = با رعایت حق الناس

و جمع ایندو = تقوای الهی

8

912

347

با شناخت و احترام به حقوق دیگران

9

914

851

1- وجدان 2- رعایت قوانین و مقررات

10

912

649

امان از آن لحظه که شاهدم هستی...

11

912

549

به ندای وجدان انسانیمان عمل نماییم

12

911

280

ما در دنیا میهمانیم، آخرت منتظر ماست

13

912

259

با اصلاح خودمان و احترام به حقوق دیگران

14

911

677

عمل به قانون و تحت تاثیر قرار دادن دیگران

15

912

805

در شهر وجودم معرفت بهترین شهروند است

16

918

547

با بکارگیری قوانین و مقررات در درون خودمان

17

916

755

باید با هر اشتباهی در شهر احساس گناه کنیم

18

911

528

اگر نفسم سالم شد میتوانم پلیس خودم باشم

19

914

545

خدا را مافوق و فرمانده خود و حاضر و ناظر بدانیم

20

912

950

با احترام به حقوق شهروندی با دید وجدان اجتماعی

21

912

888

پلیس شهرمان باشیم با وجدان بیدار و دانش عمومی

22

912

241

نظم اجتماعی حق همگان است، حافظ حق خود باشید

23

912

382

اگر عالم را محضر خدا بدانیم بهترین پلیس ما خواهد بود

24

915

793

همیشه و در همه حال خدا را ناظر بر کارهای خود بدانیم

25

915

183

با آگاهی کسب کردن خود و آگاهی درست به دیگران دادن

26

913

577

با فرهنگ شناخت و اجرای قوانین که به یکدیگر می آموزیم

27

912

912

اگر همیشه خدای دانا و عادل و رضای او را در کنار خود ببینیم

28

913

619

هرگاه خداوند را کنار خود احساس کردید پلیس خود می شوید

29

916

123

وقتی خودمان را جای پلیس بگذاریم و شهر را خانه خود بدانیم

30

912

207

وجدان اجتماعی آگاه داشته باشیم و احساس مسئولیت آگاهانه

31

914

991

پلیس خود بودن یعنی احترام به شخصیت اجتماعی خود گذاشتن

32

918

064

هریک از ما در دادگاه وجدان، خودمان رفتار خودمان را به داوری بگذاریم

33

912

824

با ایمان به اینکه اعمال درست سرچشمه یک زندگی درست و زیباست

34

912

910

با بیدارکردن پلیس مخفی ایمان میتوانیم مشکلات جامعه را حل نماییم

35

912

140

خود به قوانین احترام گذاشته و به آنها عمل کنیم و به دیگران توصیه کنیم

36

918

837

توجه و عمل به این آیه شریفه: الم یعلم بان الله یری میتوان پلیس خود بود

37

912

148

فقط زمانی میتوانیم پلیس خود باشیم که رعایت نظم را از خودمان شروع کنیم

38

912

375

در همه جا حس کنیم در کنترل نامحسوس هستیم و پلیس وجدان همراه ماست

39

913

534

در هر کجا و با هر که هستیم با وجدان خود به قانون احترام بگذاریم و از آن مثل بچه خود محافظت کنیم

40

915

195

بهترین راه این است که با تلاش در نهادینه کردن قانون در ذهن خود و خانواده و عمل به آن میتوان پلیس خود بود

41

912

262

فقط به خودمان فکر نکنیم

42

912

880

وجدان هر کس پلیس اوست

43

912

170

هر کس وظیفه خود را انجام دهد

44

911

145

باید با رعایت قانون پلیس خود باشیم

45

917

522

اوصیکم عبادالله بالتقوا و ناظم فی امورکم

46

912

632

با رعایت قوانین و مقررات جامعه و رعایت آن

47

912

983

به بیان زیبای اوصیکم عبادالله بالتقوا و ناظم فی امورکم

48

912

043

با رجوع به وجدان خودمان و زیر پا نگذاشتن حقوق دیگران و قانون

49

914

176

با احساس مسئولیت نسبت به هم نوعانمان میتوانیم پلیس خود باشیم

50

912

906

اول با در نظر گرفتن وجدان خود و بعد رعایت منظم مقررات راهنمایی و رانندگی

51

912

998

با آشنایی به قوانین و التزام به رعایت آنها میتوانیم در هر لحظه پلیس خود باشیم

52

912

123

ما در درجه اول باید متقی باشیم و قانونمند تا بتوانیم با امر به معروف و نهی از منکر به آنها تذکر دهیم

53

914

601

بهتره هر کسی مواظب حرکات خودش باشه و فرض کنه که همیشه یک دوربین مخفی 110 مواظبش هست

54

912

930

اگر هر عمل خلافی که از دیگران می بینیم خودمان انجام ندهیم میتوانیم امنیت را در هر زمانه ای برقرار کنیم

55

912

075

پلیس نیروی هشیار دهنده است. باید وجدان خود را قوی سازیم تا به ما آگاهی دهد و پلیس شهر خود باشیم

56

912

171

پلیس مثل ذات تمام انسانهاست یعنی هیچوقت ذاتمون بهمون دروغ نمیگه پلیس هم مثل ماست، خود خود ما!

57

912

346

اگر نظم و محبت داشته باشیم هم جامعه امنیت دارد هم شهر خود را بهشت می بینیم و پلیس خود و شهر خود می شویم

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 
یا رب الحسین علیه السلام!

اسامی نهائی برندگان مسابقات  برنامه شبهای گفتگو  ویژه محرم بالاخره از جانب دوستان عزیز سازمان تبلیغات اسلامی اعلام شد.

الف ـ مسابقات چند گزینه ای هر شب:

سکینه هزاره - سمیه زارع - زهرا دربان - سید علی اکبر حمیدی - منصور عادلی - مریم دهقان نجم آبادی - خدیجه اقبالی - نصرت الله عبد اللهی راد - زهرا فتحی زاده - نفیسه فرازمهر - ناهید علیان - رحیم حسینی - خدیجه بخشی - سکینه ایمانی کریم کندی - سعیده مجیدی - عبدالله شاه میر - الهه عبدلی - پروانه خانف - کریم اندانی و طیبه حسینی.

ب ـ مسابقه سوگنامه شعر عاشورائی:

محمد سعید میرزائی - اسماعیل محمد پور - عبد الحمید انصاری نسب - حسین هدایتی - رقیه آزاد نیا - مصطفی پورکریمی - حامد نوری - مجید ذاکری - عالیه مهرابی و خدابخش صفا دل.

ج ـ مسابقه وبلاگ نویسی عاشورائی:

مریم عزتی - رضیه السادات و راضیه السادات میر صادقی - عباس شفیعی - احسان جدی - سید مصطفی حسینی - حسین صمد زاده - علی فصیحی - محبت مسجدی - محمود مرادی طیبی و امیر محسن سلطان احمدی.

برندگان میتوانند جهت پیگیری دریافت جوایز با سازمان تبلیغات اسلامی (۸۸۸۹۶۲۴۳) تماس بگیرند.

+ نوشته شده در  شنبه 9 تیر1386ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 
یا رب الحسین علیه السلام!

به پیشنهاد چند تا از رفقا یه بخش جدید به مسابقه وبلاگ نویسی اضافه کردیم. به این صورت که تمامی مراجعه کنندگان میتوانند سه وبلاگ برتر خود را از بین وبلاگهای ثبت نام شده که لیست آنها در پستهای قبلی آمده با در نظر گرفتن ابعاد مختلف گرافیکی ، ساختاری ، بروز رسانی ، فنی و محتوائی به صورت نظر در همین پست اعلام نمایند.

ما نظرات شما را جمع بندی میکنیم و بعنوان وبلاگهای برتر از نگاه مخاطبان اعلام مینمائیم و نتایج را در رده بندی نهائی نیز در نظر میگیریم.

مهلت شما برای اعلام نظرات حداکثر تا تاریخ ۱۰/۱/۱۳۸۶ میباشد.

در ضمن اعلام نتایج نهائی تمامی مسابقات ویژه برنامه محرم شبهای گفتگو از جمله مسابقه وبلاگنویسی منوط به تشکیل کمیته تخصصی مرکب از نمایندگان سازمان تبلیغات و صدا وسیما شده است که بمحض تشکیل کمیته شما را در جریان قرار خواهیم داد.

یا علی مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا رب الحسین علیه السلام!

السلام عليک يا اباعبدالله السلام عليک يابن رسول الله
السلام عليک يابن فاطمه الزهرا سيدة نساء العالمين
السلام عليک يا اهل بيت النبوه صلوات الله عليهم اجمعين

سلام بر ولى خدا و دوست او
سلام بر خليل خدا و بنده نجيب او
سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده‌اش
سلام بر حسين مظلوم و شهيد
سلام بر آن بزرگوارى كه به گرفتاري‌ها اسير بود و كشته اشكِ روان گرديد
خدايا من به راستى گواهى میدهم كه آن حضرت ولىّ (و نماينده) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزيده‌ات و فرزند برگزيده‌ات بود كه كامياب شد
سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصياء

خدايا من تو را گواه مى‌گيرم كه من، دوست دارم هر كه او را دوست دارد و دشمنم، با هر كه او را دشمن دارد. پدرم و مادرم به فدايت اى فرزند رسول خدا

اَللّهُمَّ اِنّى اُشْهِدُكَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ

فرازهايی از زیارت اربعین

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 

یا رب الحسین علیه السلام!

با عرض تبریک ولادت شکافنده علوم  حضرت امام محمد باقرالعلوم علیه السلام.

مهلت ثبت نام برای شرکت در مسابقه تمام شده اما دوستانی که نام وبلاگشان در لیست ارائه شده در وبلاگ انجمن وبلاگ نویسان عاشورائی میباشد لطف کنند حداکثر تا تاریخ ۵/۱۲/۸۵ مشخصات وبلاگ و مدیر وبلاگ مربوطه را مطابق فرمت ارائه شده در پست دوستان جديد به ما اعلام نمایند.مجددا" تاکید میکنیم که اطلاعات ارسالی بصورت کامنت در وبلاگ برای عموم قابل مشاهده نخواهد بود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 3:29 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
يا رب الحسين!

خوب ۱۳ شب هیئتمون تو شبکه قرآن تموم شد، اما خیمه سفید ما هنوز برپاست!

برای مسابقات وبلاگنویسی و سوگنامه شعر عاشورائی تا آخر محرم وقت هستش اما جواب مسابقات هرشبو فقط ۱۵ روز بعد از آن شب فرصت دارین یعنی مهلت ارسال جواب مسابقه شب اول امشب که شب پونزدهم تمومه، شرمنده!؟راستی، اگه برنامه آخرو دیده باشین فهمیدین که دوستان سازمان تبلیغات هم "یا علی" ما رو خوب جواب دادن و تعداد جوایز مسابقاتو به" ۱۲۱" سفر عتبات عالیات(کربلا و نجف) و سوریه افزایش دادن.  یا علی مدد!

... به هر حال نشونیایی که در وبلاگ انجمن وبلاگنویسان عاشورائی میبینید اونائی هستند که صرفا"برای بررسی وبلاگشون ثبت شده ، پس اگه وبلاگ عاشورائی دارین و تو لیست اسمتون نیومده هنوز وقت هست که اعلام کنید.

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا رب الحسین!

با تشکر از همه دوستان و همراهان وبلاگنویس و ...

چه اونائی که وبلاگ داشتن یا اونائی که تازگی ثبت کردن، چه اونائی که لینک انجمنو دادن یا اونائی که قرار تازه لینک بدن! چه اونائی که جواب مسابقات برنامرو  پیغام میذارن یا اونائی که تشکر و انتقاد میکنن، چه دوستانی که برای ما مطلب میفرستن یا اونائی که تقاضای لینک و معرفی دارن ...و خلاصه تموم شما که دنبال بهانه هستین تا تو این هیئت ظاهرا" مجازی یکاری بکنید.اجرتون با صاحب عزا (که خداوند تعجیل کند در فرجش)

بقول یه بزرگی " حکما" انتخابتون کردن! چرا که بنا بقول امام رضا (علیه السلام) خدا اگر اجازه میداد ، همه مردم اونارو دوست می داشتند. "

... به هر حال نشونیایی که تووبلاگ انجمن گذاشتیم، اونائی هستند که فعلا" برای بررسی وبلاگشون ثبت شده ، پس اگه وبلاگ عاشورائی دارین و تو لیست اسمتون نیومده هنوز وقت هست که اعلام کنید.

انجمن وبلاگ نویسان عاشورائی

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا رب الحسین!

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم اللهپر چم سرخ گنبد طلائي سلطان عشق حضرت حسين عليه السلام

کلیک کنید ، بریم کربلا .

التماس دعا کربلائی!

 یا علی مدد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یارب الحسین !

"امام حسين(علیه السلام) در هنگام سفر به كربلا فرمودند:

براستى اين دنيا ديگرگونه و ناشناس شده و معروفش پشت كرده،

 و از آن جز نمى كه بر كاسه نشيند و زندگى اى پست،

همچون چراگاه تباه، چيزى باقى نمانده است.

آيا نمى بينيد كه به حقّ عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟

در چنين وضعى مؤمن به لقاى خدا سزاوار است.

و من مرگ را جز سعادت ، و زندگى با ظالمان را جز هلاكت نمى بينم.

به راستى كه مردم بنده دنيا هستند و دين بر سر زبان آنهاست و مادام كه براى معيشت آنها باشد پيرامون آن اند، و وقتى به بلا آزموده شوند دينداران اندك اند."

( وبلاگ تشنه سیراب)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
یاحق!

اینم مسابقه بعدی برای همه دوستان اهل ادب و با ذوق ( عاشقشو فاکتور گرفتم ، آخه رمز عملیاتو که هی هوار نمی زنن!)

" امام صادق (ع) فرمودند : هیچ کس نیست که درباره حسین (ع) شعری بگوید و بگرید یا بگریاند مگر  آنکه خداوند بهشت را بر او واجب کند و او را بیامرزد ."

برنامه شبهای گفتگو با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می کند :

 

مسابقه سوگواره شعر عاشورا

 

محور های انتخاب :

 

  1. مستند به وقایع تاریخی و دور از غلو و تحریف
  2. رعایت نکات ادبی
  3. دارای نوآوری و خلاقیت
  4. اولویت با آثاریست که تاکنون به چاپ نرسیده اند .

 

جوایز برگزیدگان : 10 کمک هزینه سفر به کربلا

 

جهت شرکت در مسابقه آثار خود را از طریق سایت های مرتبط با برنامه :

www.goftogou.ir

www.ashourablog.ir

 و یا نشانی صندوق پست الکترونیک goftogou@irib.ir

و یا از طریق صندوق پستی ۶۵۶۵/۱۴۱۵۵ ارسال نمایید . "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 

یاحق!

 

یه خبر خوب داریم برای رفقای وبلاگ نویس که دلشونم پرپر می زنه واسه اونی که یکه تاز عشقه!

مسابقه وبلاگ نویسی عاشورا:

"همنوا با منتقم عاشورایی کربلا برنامه شبهای گفتگو با همکاری انجمن وبلاگ نویسان عاشورایی برگزار می کند . جهت شرکت در مسابقه وبلاگ های ثبت شده خود را به سایت انجمن وبلاگ نویسان عاشورایی معرفی نمایید .

 نشانی : www.ashourablog.ir

محورهای انتخاب برترین وبلاگ :

  1. استمرار در به روز رسانی
  2. ساختار هنری و گرافیکی
  3. کمیت و کیفیت محتوایی
  4. ارتباطات و تعاملات اینترنتی با سایر وبلاگ های مذهبی

جوایز برترین ها : 10 کمک هزینه سفر به کربلای معلا "

منتظر آثار غنی و جذاب شما هستیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 

بسم رب المهدی(عجل الله تعالي فرجه الشريف)


از صفر تا بيست!

 

 يك آزمون اساسي با سه پرسش اساسي!

 

 

 

اگر عزيزي را گم كرده باشيد، چه مي‌كنيد؟

آسوده و بي‌خيال مي‌نشينيد تا كم كم فراموشش كنيد؟

يا براي يافتن او همه تلاش خود را به كار مي‌بريد.

از اين و آن سراغش را مي‌گيريد.

شب و روزتان را به جستجوي او مي‌گذرانيد...

تا آن كه او را بيابيد يا نشاني از او پيدا كنيد؟

كداميك؟

 اگر كسي را دوست داشته باشيد و بدانيد كه او نيز به شما بسيار علاقه‌مند است،

 آنقدر كه از بيماري شما بيمار مي‌شود و از خوشحالي شما خوشحال، چه مي‌كنيد؟

تنها به زبان اين دوستي را ابراز مي‌كنيد؟

يا در عمل، محبت خود را به او نشان مي‌دهيد؟

پيوسته در پي جلب رضايت او هستيد، به مناسبت‌هاي مختلف براي او هديه مي‌بريد،

لباسي را مي‌پوشيد كه او دوست دارد، از عطري استفاده مي‌كنيد كه او مي‌پسندد و ...


كداميك؟

اگر بدانيد، كه براي حل مشكلاتتان مي‌توانيد به كسي مراجعه كنيد كه آماده كمك به شما مي‌باشد

و براي ارتباط با او گفتن يك سلام كافي است، چه مي‌كنيد؟

آيا از كنار اين موضوع بي‌تفاوت گذر مي‌كنيد؟

 يا تمام تلاش خود را براي استفاده از اين فرصت به كار مي‌بريد؟


كداميك؟

اكنون ما كه مي‌گوييم

در انتظار امام زمانمان نشسته‌ايم،

او را به جان دوست داريم،

گره مشكلاتمان به دست او باز مي‌شود،

چگونه‌ايم و چه مي‌كنيم؟


هر صبح

با سلام بر او روزمان را شروع كرده و آمدنش را از خدا مي‌خواهيم؟

براي سلامتيش صدقه مي‌دهيم؟


و مهم‌تر آن كه...

آنگونه كه او پسندد زندگي كرده و عمرمان را سپري مي‌كنيم؟

.........

خوب است در اين آزمون

اين سه پرسش ساده را از خود بپرسيم و به خودمان نمره دهيم.

از صفر تا بيست!

 

امام منتظران(عجل الله تعالي فرجه الشريف):

" ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي‌كنيم

 و ياد شما را از خاطره نبرده‌‌ايم ... "

بيائيد ما نيز ياد ايشان را از خاطر نبريم و براي آمدنش دعا كنيم ...

 التماس دعا

اللهم عجل لوليک الفرج

 

http://narjes.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 

!يا حق 

علل و فوايد دعا براي فرج

فرمايش امام زمان(عج الله تعالي فرجه) "" بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شمااست

اين دعا سبب زياد شدن نعمتهاست
اظهار محبت قلبي
نشانه انتظار
زنده کردن امر ائمه اطهار(عليهم السلام)
مايه ناراحتي ووحشت شيطان
نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان
ادا کردن قسمتي از حقوق آن حضرت
تعظيم خداوند و دين خداوند است
مشمول دعاي خاص حضرت صاحب الزمان(عج
الله تعالي فرجه) شدن
شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حالش مي شود

ان شاالله شفاعت پيغمبر(صلوات الله عليه و آله) شامل حال او مي شود
اين دعا فرمانبري امر الهي وطلب فضل و عنايت او است
مايه استجابت دعاهاي ديگر مي شود
ادا کردن اجرومزد رسالت است
مايه دفع بلاست
سبب وسعت روزي است
باعث آمرزش گناهان مي شود
ايجاد زمينه براي تشرف به ديدار آن حضرت دربيداري يا خواب
رجعت به دنيا درزمان ظهورآن حضرت
ازبرادران پيغمبر(صلوات الله عليه و آله) خواهد بود
فرج مولاي ماحضرت صاحب الزمان(عج
الله تعالي فرجه)  زودتر واقع شدن
پيروي ازپيغمبر(صلوات الله عليه و آله)وامامان(عليهم السلام)
وفاي به عهدوپيمان خداوندي
آثارنيکي به والدين براي دعاکننده حاصل مي گردد
فضيلت رعايت واداي امانت برايش حاصل مي شود
زيادشدن اشراق نورامام(عج
الله تعالي فرجه) دردل او
عمر طولاني شدن
تعاون وهمکاري درکارهاي نيک وتقوي
رسيدن به نصرت وياري خداوند وپيروزي بردشمنان به کمک خداوند
هدايت به نور قرآن مجيد
نزداصحاب اعراف معروف مي گردد
اِِيمنی ازعقوبتهاي اخروي
هنگام مرگ به او مژده ميرسد وبااوبه نرمي رفتار مي شود

  اين دعا اجابت دعوت خدا ورسول الله (صلوات الله عليه و آله) است
بااميرالمومنين(عليه السلام) دردرجه آن حضرت خواهدبود
محبوبترين افراد نزد خداوند خواهدبود
عزيزترين وگرامي ترين افراد نزد پيغمبر(صلوات الله عليه و آله) مي شود
ازاهل بهشت خواهد بود
دعاي پيغمبرشامل حالش ميگردد
کردارهاي بداوبه کردارهاي نيک مبدل شود
خداوند متعال درعبادت اورا تائيد فرمايد
بااين دعا عقوبت از اهل زمين دورمي شود
ثواب کمک به مظلوم رادارد
ثواب احترام به بزرگتر وتواضع نسبت به اورادارد
پاداش خونخواهي مولاي مظلوم حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام)  رادارد
شايستگي دريافت احاديث ئمه اطهار(عليهم السلام)رامي يابد
 نور
او براي ديگران نيز-روزقيامت-درخشان ميگردد

هفتادهزارنفراز گنهکاران راشفاعت مي کند
دعاي اميرالمومنين(عليه السلام) درباره اودرقيامت
بي حساب داخل بهشت شدن
ايمن بودن از تشنگي روزقيامت
جاودانه بودن دربهشت
مايه خراش روي ابليس ومجروح شدن دل اواست
روزقيامت هديه هاي ويژه اي دريافت مي دارد

  خداوندازخدمتگذاران بهشت نصيبش فرمايد  
درسايه گسترده خداوندقرار گرفته ورحمت براونازل ميشود مادامي که مشغول دعا باشد

پاداش نصيحت مومن رادارد
مجلسي که درآن براي حضرت دعا شود،محل حضورفرشتگان گردد  
دعاکننده موردمباهات خداوند شود
فرشتگان براي او طلب آمرزش مي کنند
ازنيکان مردم پس از
ائمه اطهار(عليهم السلام) ميشود  

اين دعا اطاعت ازاولي الامر است که خداوند اطاعتشان راواجب ساخته است
مايه خرسندي خداوند ميشود
مايه خشنودي  پيغمبر مي گردد
خوشايندترين اعمال نزد خداوند است

ازکساني خواهدبود که خداونددر بهشت به اوحکومت دهد

حساب او آسان مي شود
اين دعا درعالم برزخ وقيامت مونس مهرباني
خواهد بود
اين عمل بهترين اعمال است
مايه دوري غصه هاست
دعاي هنگام غيبت بهتر از دعاي هنگام ظهور امام است
فرشتگان درباره  اش دعا مي کنند
دعاي حضرت سيدالساجدين(عليه السلام) شامل حالش مي شود
اين دعا تمسک به ثقلين است
چنگ زدن به ريسمان الهي است
سبب کامل شدن ايمان است
مانند ثواب همه بندگان به اومي رسد
تعظيم شعائرخداوند است
دعاكننده ثواب شهيد با پيغمبر(صلوات الله عليه و آله) رادارد
ثواب شهيد زيرپرچم حضرت قائم (عج
الله تعالي فرجه)  رادارد
ثواب احسان به مولاي ما حضرت صاحب الزمان(عج
الله تعالي فرجه) رادارد
دراين دعا ثواب گرامي داشتن شخص عالم است
پاداش گرامي داشتن شخص کريم رادارد
درميان گروه ائمه اطهار(عليهم السلام) محشور مي شود
درجات او در بهشت بالا مي رود
 
باشد از بدي حساب روز قيامت ايمن
نايل به بالاترين درجات شهدا درروز قيامت شود

رستگاري به شفاعت سيده نساء العالمين (سلام الله عليها)

 

    برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکيال المکارم"    

تاليف مرحوم آيت الله سيدمحمدتقي موسوي اصفهاني

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا حق!

آقا میثم در جواب پست قبلی ـ از قول آقای دولابی ـ کولاک کرد و اشک بروبچه های شبهای گفتگو رو درآورد! دستش درد نکنه!

"روز عاشورا، به افراد يك پرونده نو مي‌دهند. پرونده نو يعني چه؟ يعني اين فرد آمرزيده شده است، حر از حالا عزيز ماست. از اول هم عزيز بود، منتها پرونده‌اش مرتب نبود تا آمد پهلوي حضرت، پرونده اوليه‌اش از بين رفت. يك پرونده نو به او دادند. ديگر در فكر معصيت نبود، همه‌اش در فكر فرمان بردن و شهادت بود. خداوند ما را ثابت بدارد انشاءالله و از حضرت حر بهره بگيريم. حر يعني‌آزاد، الحر حر، حر آزاده بود.
خلاصه، عمرمان خيلي خوب جايي مصرف مي‌شود. يك كمي تعقل و تفكرتان را زياد كنيد. از كودكي همه‌اش در راه كربلا هستيد. از زماني كه به دنيا آمديد، همه ارض كربلا و همه روزها عاشوراست. شيعيان و دوستان اهل بيت(علیهم السلام) دائماً از كربلا عبور مي‌كنند. غذايشان را در كربلا مي‌خورند. در كربلا اولاد درست مي‌كنند و اولادشان شهيد مي‌شوند. آخر معلوم مي‌شود، الان معلوم نيست، مخفي است. وقتي كه رسيديم آن طرف آن وقت مي‌بينيد بچه‌هايتان همه شهيدند، خودتان هم شهيد هستيد. همه شهيد امام حسين(ع) هستيد!"

یاعلی! انشاءالله همینطور باشه و ما کمتر شرمنده اماممان(که خدا تعجیل کند در فرجش) باشیم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا حق!
از اینکه با ما مرتبطید و مطالب زیبائی مینویسید ممنونیم !
دستتون درد نکنه!

اول ذیحجه٬عجب روزیه!

سالگرد عروسی که جای خودش... تولد پدر بت شکنهای تاریخ حضرت ابراهیم هم جای خودش....

اما یه مناسبت خیلی مهم و لطیف که بی ربط به مناسبتای دیگه این روزم نیست

 اینه که یه چله تا عاشورا مونده٬ اگه یه نگاهی به مفاتیح بکنید در نماز مخصوص این روزا این آیه اومده:

*وَواعَدْنا مُوسى ثَلثينَ لَيْلَةً وَاَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ اَرْبَعينَ لَيْلَةً وَقالَ مُوسى لاِخيهِ هرُونَ اخْلُفنى فى قَوْمى وَاَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ *

خوب حکمآ توی این چهل روز کلی کارای خوب میشه کرد٬
چهل تا عاشورا بخونیم .....برای تعجیل در ظهور اون مقیم همیشگی کربلا!
چهل روز دعای عهد بخونیم ...... برای اعلام آمادگی برای گرفتن انتقام خون مقتول کربلا در رکاب اون مقیم همیشگی کرب و بلا!
چهل روز همعهد بشیم با یگانه امام زمانمون تا نکنه تو یه روز عاشورایی تنهاشون بذاریم و بریم سراغ دنیای خودمون!
نکنه همینجا کربلا باشه و همین امروز امام ما یکه و تنها مونده باشه؟
نکنه همین الآن که ظاهرا" چهل روز تا عاشورای حسینی مونده تو یه عاشورای مهدوی صدای یارطلبیدن اماممون تو شلوغیهای دوروبرمون گم شده باشه؟
وای از تنهایی!
پناه بر خدا از غفلت!
کوفیان فقط اهل کوفه نبودند و نیستند!
ما کجایی هستیم؟

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 12:6 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا حق!

... چاوشی میخونن!

"هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!        هر که دارد سر همراهی ما بسم الله!"

کاروان شبهای گفتگو یه جورائی کم کم داره راهی میشه! هرکی پایه و بامعرفته ٬ یا علی!

بقول معروف قرار نیست حلوا تقسیم کنن ٬ کرب و بلا یعنی سختی و مصیبت ٬ یعنی خون و شمشیر ٬ یعنی امتحان نهائی ٬ یعنی سوختن ٬ گداختن و ذوب شدن  ٬ یعنی گر گرفتن ٬ شعله ور شدن و افروختن و همه اینها یعنی حقیقت عشق!

"در حریم عشقبازی امن و آسایش بلاست    ریش باد آن دل که با عشق تو خواهد مرحمی!"

منتظریم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 آذر1385ساعت 9:33 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا حق!

یاران همراه سلام!

بزودی طراحی و تولید سری جدید برنامه تلویزیونی شبهای گفتگو برای پخش از شبکه قرآن در ۱۳ روز اول محرم شروع میشه ٬ ما مثل سری قبل مشتاقانه منتظر پیشنهادات و نظرات سازنده شما قبل از تولید برنامه هستیم.

در ضمن بنا داریم وبلاگهای شما را در صورتیکه مرتبط با موضوع برنامه باشد (حتی بخشهایی ویژه از یک وبلاگ)در برنامه معرفی کنیم پس هر چه زودتر به ما سر بزنید و لینکهای خود را به ما اعلام نمایید.

"پشت گوش بندازی٬ دلگیر میشما!"

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 آذر1385ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 
یا حق!

نکته۲:

مژده به جستجوگران علم نافع:

پیامبر رحمت - که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد! - فرمودند:

"هر که در جستجوی بابی از علم برآید تا با آن خودش یا آیندگانش را اصلاح نماید٬

خداوند به تعداد ریگهای بیابان ( ریگستان ) برایش پاداش نویسد."

واقعا" با وجود اینهمه رفقای وبلاگنویس و اینهمه پستهای قابل استفاده برای اصلاحات:

چندین بیابان پر از ثواب میتوان وقف کرد؟

برای کی؟

برای یگانه امام زمان - که گشایش در امرش فرج همه است ـ

چطوریشو شما بگین!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 آذر1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
ياحق!

بعد يه تاخير تقريبا" طولاني ميخوايم جبران كنيم!

از امروز سعي مي كنيم هفته اي چنتا نكته از آب گذشته تقديم كنيم تا نگن كم آورديم!؟

نكته۱:

مسابقه!

چي ميشد اگه همه برايه خوب شدن٬ خوب موندن و خوبي كردن مسابقه ميدادن؟

هم با خودشون٬ هم با زمان و هم با ديگران!

چي شد؟... يكم فكر كني درست ميشه!

... نگفتم درست ميشه!

يا علي! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آذر1385ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط مهندس2  | 

یاحق!

شهادت امام صادق (درود خدا بر او و خاندان پاکش باد) رو به همه دوستداران اهل بیت تسلیت می گم.

حديثی هست مشهور به عنوان بصری که از اون اتمام حجت هاییه که هیچ حرفی نمیشه توش بیاریم!

عنوان پيرمرد ۹۴ ساله ای بود که اومد خدمت امام جعفر صادق (عليه السلام)تا علوم و معارف دين رو ياد بگيره.ولی او قبلا از مالک ابن انس علم آموزی می کرد.اون امام رو نمی شناخت و فقط تعاريفی از امام شنيده بود.خدمت امام آمد و طلب علم کرد ولی چون او امام را با مالک برابر می دانست امام برای اينکه او را تربيت کرده باشند او را ازخود راندند تا تنبه پيدا کند.امام به او گفتند برو از همان مالک علمت را بگير من وقت ندارم.عنوان غمگين از خدمت امام بيرون می آيد و در نفسش با خود می گويد:اگر در من چيزی می يافت مرا نمی راند.او بسيار غمگين می شود و از خدا شب و روز طلب اين را می کندکه خدا مهر او را در دل امام بياندازد.تا اينکه صبرش تمام می شود و دوباره خدمت امام می رسد.اين بار مودبانه در حال که به شان امام واقف است.امام او را می پذيرند و به او ميگويند که خدا از گناه تو گذشت.او که خود را معرفی می کند می گويد من «ابو عبد الله»هستم .امام ميگويند:«ثبت الله کنيتک و وفقک»يعنی خدا تثبيت کند معنای اين کنيه را در تو و موفقت کند به آن(معنای ابو عبد الله ـ پدر بنده ی خدا)

امام از او می خواهند که مشکلش را بيان کند.او می گويد:اگر همين زيارت که نصيب من شده و اين دعايی که در حق من کرديد فقط بود ..همين کافی بود..

امام دوباره می خواهند مساله اش را بيان کند.او می گويد :من از خدا خواستم که قلب شما را به من نرم کند و اجابت کند مرا در رابطه با شما....

امام به او ميگويند علم به ياد گيری نيست وعلم نوری است که خدا در قلب هر کس که بخواهد هدايت کند قرار می دهد.(علم رزق است و بايد از خدا خواست تا روزی انسان شود)و خدا بنده ای را که بخواهد هدايت کند نور علم را در قلبش قرار می دهد.پس اگر علم را می خواهی حقيقت عبوديت را در خودت پيدا کنوعلم را طلب کن به قصد عمل.و از خدا بخواه که  آن را به تو بفهماند..عنوان از امام می پرسد:حقيقت عبوديت چيست؟

می فرمايند:۳چيز.اينکه خودت را ملک خودت ندانی و هر چيزی را که داری.هر چه داری حتی خودت ملک خداست وبنده ی ملکيتی برای خودش نمی بيند و چيز هايی که ملک خداست را در راه غير رضايت او استفاده نمی کند....برای نفس خود تدبير قطعی نمی کند و همه ی کارهايی که می کند در راستای چيز هايی است که خدا امر کرده و يانهی کرده است.و هنگامی که بنده برايش قطعی شد که همه چيزملک خداست و ا زخود چيزی ندارد انفاق برايش آسان می شود.....و هنگامی که بنده امورش را به دست مدبرش سپرد..مصائب برايش آسان می شود وهنگاهی که بنده چنين بود دچار فخرو خود نمايی نمی شود.

هنگامی که خدا به کسی اين ۳خصوصيت را بدهد..از شر انس و جن در امان است و ديگر دنيا را برای جمع کردن مال و فخر فروشی نمی خواهد.عزت خود را نزد مردم نمی بيند که در آنجا جستجو کند. و نمی گذارد روزها و ايامش به بطالت بگذرد.و اين اولين درجه ی تقوا است.

در قرآن آمده است:«تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علوا فی الارض و لا فسادا و العلقبه للمتقين»

۹چيز برای کسانی است که مريد و شيعه ی ما هستند در و اين وصيت من است برايشان خدا آنان راموفق کند در استعمال آنها:

۳تا در رياضت نفس

۳تا در حلم و صبر

۳تا در علم

آن ۳که در مورد رياضت نفس است:

۱.مبادا چيزی را بخوری که به آن اشتها نداری که برای تو حماقت و نادانی می آورد و نخور تا زمانی که خيلی گرسنه هستی.

۲.وقتی که خواستی بخوری حلال بخور و نام خداوند را بر زبان بياور و «بسم الله الرحمن الرحيم »بگو.

۳.حديثی است از حضرت رسول:آدمی را ظرفی بدتر از شکم پرنگرده است.وقت يکه خواستی بخوری ۱قسمت را برای طعام بگذار ۱قسمت رابرای نوشيدنی . ۱قسمت را برای نفس کشيدن.

۳تا در حلم:

۱.اگر کسی به تو گفت اگر يکی بگويی ده تا می شنوی به او بگو اگرده تا بگويی کی هم نمی شنوی.

۲.اگر کسی به تو فحش داد به او بگو اگر راست گفته باشی از خدا ميخواهم مرا ببخشد و اگر اشتباه کرده باشی از خدا می خواهم که تو را ببخشد.

۳.و اگر کسی تو رانفرين کرد تو برای او خير بخواه .

(اگر ما واقعا به اين چيز ها عمل کنيم می دونی زندگيهامون چه جوری می شه؟)

و ۳تا در علم:

۱.از علما سوال کن در مورد آن چيزی که در آن جهل داری و سوال نکن برای آنکه آنلن را امتحان کنی يا دست بياندازی.و در آن راهی که پيدا کردی در تمام احوا ل احتياط را رعايت کن.

۲.(معنی اين رو درست نمی دونم شايد اين باشه)«و اهرب من الفتيا هربک من الاسد»فکر می کنم معن ياهرب يا فرار کردن باشه يا ترسيدن که دراين صورت اين طور معنی می شه کرد:و بترس يا فرار کن از نادانان همانطور که از شير می ترسی يا فرار می کنی.

۳.«و لا تجعل رقبتک للناس جسرا»فکر می کنم معنی اش اين بشه که رقبتت رو درنزد مردم قرار نده.

و در آخر امام به عنوان می گويند که برخيز و بر تو است که به نصيحت های من عمل کنی.و از بين نبری اين راهکارهای مرا.

«و السلام علی من التبع الهدي»

+ نوشته شده در  جمعه 26 آبان1385ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 
یا حق!

از بزم طرب باده گساران همه رفتند         

آیینه دلان٬ نکته گذاران همه رفتند

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟

نه کوه کن دلشده ماندست و نه مجنون   

 از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

 ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ 

زین شهر شهیدان تو با جامه گلگون

پاکیزه تر از ابر بهاران همه رفتند

 ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ 

چون گرد که اندر پی هر قافله ماند

ما مانده در این راه و سواران همه رفتند

 ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟

از دست غمت آیینه داران همه رفتند

اندوه خوران٬ سینه فکاران همه رفتند

 ما با که نشینیم که یاران همه رفتند؟ همه رفتند؟ همه رفتند؟.....

عجب قحطی شدها! انگاری دنیا خالی خالی شده! همه رفتن و رسیدن و ما....!

... اما درد واقعا" کیمیای کارآمدیه که حتی آشغالارو هم طلا میکنه!(عجب بازیافتی!!)

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند      آیا بود که گوشه چشمی بما کنند

میگن کنیز درگاهشون (فضه) با نگاهش خاکرو طلا میکرده٬ خودشون اگه نیم نگاهی کنند چی میشه!

چی میشه؟ چی میشه٬ اگه بشه!

ای مادر خیلی مهربون سادات٬ اغیثینی!

همین!

 

                                               

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط مهندس2  | 
یاحق!

گمونم وصیت نامه شهید چمران ٬ منوّر به موقعی بود واسه لو دادن رفقا! بابا دست مریضات. بعضی صداها چه جوری سالها و قرن ها می تپند تو قلب زمان! وقتی دلت رو با دل عالم کوک کرده باشی ٬ همیشه صدات زنده س. همش دنبال یه راز می گشتم تو شهادت ٬ نقل همون جمله ای شد از دکتر شریعتی با این مضمون که : "خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز ٬ چگونه مردن را خود خواهم آموخت!"

می خواستم بی مقدمه نیایش شهید چمران رو هدیه دلهاتون کنم ٬ دلم تپید و قلم چرخید . آدم پیش این همه آدم های زنده که صدای تپش قلبشون روی قلب صنوبری به ظاهر زنده ما رو کم کرده ٬ خب خجالت می کشه لفّاظی کنه.یعنی میشه یه روزی دلمون پیوند بخوره با قلب تپنده ای که رگ جهان رو پر خون میکنه؟ همون رگی که یه روز تو مسجد کوفه ٬ یه روز تو کربلا و یه روز تو زندان بنی عباس یه نمه خون پاشید رو زمین تا شاید زنده بشه...

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

من اعتقاد دارم كه خداي بزگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مي‏دهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و مي‏بينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شده‏اند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است.

درد، دل آدمي را بيدار مي‏كند، روح را صفا مي‏دهد، غرور و خودخواهي را نابود مي‏كند، نخوت و فراموشي را از بين مي‏برد، انسان را متوجه وجود خود مي‏كند.

انسان گاه‏گاهي خود را فراموش مي‏كند، فراموش مي‏كند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيب‏پذير است، فراموش مي‏كند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نمي‏پايد، فراموش مي‏كند كه جسم مادي او نمي‏تواند با روح او هم‏پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت مي‏كند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بي‏خبر از حقيقت تلخ و واقعيت‏هاي عيني وجود، به پيش مي‏تازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نمي‏شود. اما درد آدمي را به خود مي‏آورد، حقيقت وجود او را به آدمي مي‏فهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مي‏كند، و دست از غرور كبريايي برمي‏دارد، و معني خودخواهي و مصلحت‏طلبي و غرور را مي‏‏فهمد و آن را توجيه مي‏كند.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان طوفان‏هاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطه‏ور شوم، و ناله حق‏طلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيره‏كننده‏اش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بي‏همتاي اين نمونه روزگار براي ميليون‏ها بشر ناشناخته مانده است.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواسته‏هاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بي‏مقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمت‏ها، ظلم‏ها، فشارها، و شكنجه ‏ها را با سهولت تحمل كنم.

خدايا! تو را شكر مي‏كنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاه‏گاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و جز «بقاء»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجه‏اي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.

خدايا! اكنون احساس مي‏كنم كه در دريايي از درد غوطه مي‏خورم، در دنيايي از غم و حسرت غرق شده‏ام، به حدي كه اگر آسمان‏ها و زمين را و همه ثروت وجود را به من ارزاني داري به سهولت رد مي‏كنم، و اگر همه عالم را عليه من آتش كني، و آسماني از عذاب بر سرم بريزي و زير كوه‏هاي غم و درد مرا شكنجه كني، حتي آخ نگويم، كوچكترين گله‏اي نكنم، كمترين ناراحتي به خود راه ندهم، فقط به شرط آنكه ذكر خود را، و ياد خود را و زيبايي خود را از من نگيري، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاري، به شرط آنكه بدانم اين بلا از محبوب به من رسيده است تا احساس لذت كنم، و همه دردها و شكنجه‏ها را به جان و دل بخرم، و اثبات كنم كه عزت و ذلت دنيا براي من يكسان است، لذت و درد دنيا مرا تكان نمي‏دهد و شكست و پيروزي مادي در من تأثيري ندارد.

خوش نداشتم و ندارم، كه دوستانم و بزرگان به خاطر دوستي و محبت از من دفاع كنند، و مرا از ميان طوفان بلاي حوادث نجات دهند، خوش نداشتم كه رحمت و شفقت دوستان و مخلصين را برانگيزم، و از قدرت معنوي و مادي آنان در راه هدف مقدس خويش استفاده كنم.

اما هميشه مي‏خواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونه‏اي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ مي‏خواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم. مي‏خواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم، مي‏خواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم، مي‏خواستم ميزان حق و باطل باشم، و دروغ‏گويان و مصلحت‏طلبان و غرض‏ورزان را رسوا كنم، مي‏خواستم آن‏چنان نمونه‏اي در برابر مردم بوجود آورم كه هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، و طريق مستقيم، روشن و صريح و معلوم باشد، و هر كس در معركه سرنوشت، مورد امتحان سخت قرار نگيرد و راه فرار براي كسي نماند.

اما هميشه آرزو داشتم اگر دوستانم مي‏خواهند از من دفاع كنند، به خاطر حق دفاع كنند، نه به خاطر محبت و دوستي، اگر به هدف من علاقمندند، به خاطر طرفداري از حق باشد، نه رحم و شفقت به دوستي دل‏سوخته و رنج‏ديده كه احياناً كسب قلب او ثواب داشته باشد.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! زيرا مي‏دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.

خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا مي‏دانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.

خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.

خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‏اي است.

خدايا! ارشادم كن كه بي‏انصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.

خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بي‏احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.

خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.

خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوه‏گرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.

خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل طوفان‏ها هستم، به من ديده‏اي عبرت‏بين ده، تا ناجيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.

خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند مي‏دهم كه مرا در زمره ستم‏گران و ظالمان قرار ندهي.

خدايا! مي‏خواهم فقيري بي‏‏نياز باشم، كه جاذبه‏هاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.

خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تادر غوغاي كشمكش‏هاي پوچ مدفون نشوم.

خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد مي‏سوزد، قلبم مي‏جوشد، احساسم شعله مي‏كشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه مي‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.

خسته ‏ام، پير شده‏ام، دل‏شكسته‏ام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس مي‏كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع مي‏كنم، و مي‏خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.

خدايا! به سوي تو مي‏آيم، از عالم و عالميان مي‏گريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط مهندس1  | 

 ياحق!

نمي دونم چه جوري يهو سر از سايت شهداي دولت درآوردمو ناخودآگاه رفتم سراغ شهيد چمران (انگاري راسته كه ميگن دل به دل اتوبانه!) اينم سوغاتي شما! حالشو ببريد! تك خوري هم ممنوع!

 

 وصيت‌نامه شهيد دكتر مصطفي چمران كه پنج سال قبل از شهادت، پيش از حادثه نبعه ـ كه در آن اميد شهادت داشته ـ براي امام موسي صدر نوشته است. اين وصيت‌نامه هرگز به دست امام موسي صدر نرسيد و تا يك سال پس از شهادت دكتر نيز هيچ كس به آن دست نيافت:

 

" براي مرگ آماده شده‌ام و اين امري است طبيعي و مدتهاست كه با آن آشنا هستم. ولي براي اولين بار وصيت مي‌كنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت مي‌رسم. خوشحالم كه از عالم و مافيها رهيده‌ام. همه چيز را ترك گفته‌ام، علائق را زير پا گذاشته‌ام،‌ قيدو بندها را پاره  كرده‌ام،‌ دنيا و مافيها را سه طلاقه گفته‌ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي‌روم. 

از اين كه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتي سخت دست به گريبان بوده‌ام،‌ متاسف نيستم،‌ از اين كه آمريكا را ترك گفتم،‌ از اين كه دنياي لذات و راحت‌طلبي را پشت سر گذاشتم،‌ از اينكه دنياي علم را فراموش كردم، از اينكه از همه زيبايي‌ها و خاطره‌ زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته‌ام، متاسف نيستم.... از آن دنياي مادي و راحت‌طلبي گذشتم و به دنياي درد و محروميت و رنج وشكست و اتهام و فقر و تنهايي قدم گذاشتم، با محرومين همنشين شدم، با دردمندان و شكسته‌دلان هم‌آواز گشتم، از دنياي سرمايه‌داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومين و مظلومين وارد شدم و با تمام اين احوال متاسف نيستم.

عشق، هدف حيات و محرك زندگي من است و زيباتر از عشق چيزي نديده‌ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته‌ام، عشق است كه روح مرا به تموج وا مي‌دارد، قلب مرا به جوش مي‌آورد، استعدادهاي نهفته من را ظاهر مي‌كند، مرا از خودخواهي و خودبيني مي‌رهاند، دنياي ديگري حس مي‌كنم،  در عالم وجود محو مي‌شوم، احساسي لطيف و قلبي حساس و ديده‌اي زيبابين پيدا ي‌كنم. لرزش يك برگ، نور ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب احساس و روح مرا مي‌ربايند و از اين عالم مرا به دنياي ديگري

 مي‌برند.... اينها همه و همه از تجليات عشق است... 

 و من قدر خود را بزرگتر از آن دانم كه بخاطر پاداش محبت كنم يا در ازاء عشق تمنايي داشته باشم. من در عشق خود مي‌سوزم و لذت مي‌برم و اين لذت بزرگترين پاداشي است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آيد." 

 "بينوايم ٬ نوا نميخواهم           دردمندم ٬ دوا نميخواهم

   يوسف زهرا بتو سوگند         از خدا جز تو را نميخواهم"

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط مهندس2  |